همه چیز مثل روز روشنه
کسی رو که خوابه میشه بیدار کرد
اما کسی که خودش رو به خواب زده.. نه!

در این پست میخوام یه راهکار تضمینی بهتون معرفی کنم؛
حتما می پرسید درباره چی؟
توی ادامه مطلب توضیح میدم بهتون
پیشنهاد می کنم حتما بخونیدش
آخه خیلی کاربردیه..
ادامه مطلب
دورت بگردم
دور اون ضریحی که هواشو کردم
خودت میدونی که فقط خود تویی دوای دردم
دورت بگردم
دلم گرفته
دل من از عالم و آدم گرفته
کدوم گناهم من از تو و تو رو ازم گرفته
دلم گرفته
آقا..
گریَم گرفته
کدوم گناهم
من از تو و تو رو ازم گرفته؟!..
بده پناهم..
نوکرت بهونه ی حرم گرفته..

دیروز در برخی رسانههای معاند و فضای مجازی، شایعهای مبنی بر کشته شدن یک زن در محدوده میدان علیخانی اصفهان مطرح شد
که دادگستری و فرماندهی انتظامی اصفهان و همچنین خود فرد مذکور این خبر را تکذیب کردند.
پ.ن:
کار همیشگی دشمن: شایعه پراکنی و انتشار اخبار دروغ
نوشته بود:
اگه شما به زنده زنده سوزاندن دو مامور می گویید اعتراض
ما نیز به اعدام در ملاعام می گوییم بدرقه دسته جمعی
بستن مامورها با طناب به تابلو
سنگ زدن به مامورها
آتیش زدن مامورها با بنزین
روی زمین کشیدن مامورها
تیکه تیکه کردن مامورها با چاقو
زجرکش کردن مامورا
فرستادن فیلم از اون لحظه به رسانههای معاند.
👆🏻این، جرائم جنایتکارانی هست که امروز اعدام شدند
احیانا اگر خواستی با دشمن همصدا بشی
و استوری و پست نه به اعدام بذاری
قبلش بدون برای چه حیوانات انسان نمایی دلسوزی میکنی😏
مراقب حرف هایمان باشیم..
کلمات
بیشتر از
گلوله ها
آدم کشتهاند..!!
تا نیایی گره از کار بشر وا نشود
اللهم عجل لولیک الفرج❤️🩹

باز هم در دل جنون آغاز شد / زخم میدانهای مین ابراز شد
باز هم مجنون لیلایی شدیم / بعد عمری باز شیدایی شدیم . . .
هفته دفاع مقدس گرامی باد

نام کتاب:اقیانوس مشرق
نویسنده:مجید پورولی کلشتری
معرفی:
این کتاب با نگاهی به زندگی امام رضا (ع) داستان زندگی فردی به نام «عمران بن داوود» را نقل می کند.
قصه «اقیانوس مشرق» از این قرار است که مردی به نام «عمران بن داوود» که در جستجوی آب حیات است در بیابانی در مسیر خراسان راه را گم می کند.
ابتدای داستان با شرح وضعیت عمران که از تشنگی و خستگی در حالتی بی رمق و وهم آلود در بیابان افتاده آغاز می شود. عمران تشنه است و خسته و مجروح از راه طولانی. ناگهان مردی را می بیند که «زانو می زند بالای سرش. دستش را آهسته زیر چانه عمران می گیرد و صورت عمران را بالا می آورد. عمران در بهت نگاهش می کند. مرد می گوید: آیا تو عِمران پسر داوودی؟»
بریده ای از کتاب:
عِمران، زیر تیغ آفتاب، چونان ماری که زخم خورده باشد، افتاده بر خاک تفتیدۀ کویر، با جامهای دریده و مُندَرِس، غَلتان و خیزان، خود را پیش میبَرد. دهانش به دهانِ ماهی از دریا دورماندهای میماند که پیِ آبی که نیست، مدام بازوبسته میشود و در نهایتِ بیصدایی آب میطلبد. دستهای استخوانی و رنجورش را پیشتر از تن خستهاش بر خاک میگذارد و خود را پیش میبَرد و رَمل برهوت را میشکافد. ردِّ خشکیدهای از خون بر بازویش پیداست، نفسهایش کِشدار و خَشدار، نوبتبهنوبت از دهان خشکیدهاش بیرون میآید. لبهای تَرَکخورده و وَرَمکردهاش از بیآبی سپید شده است. بهیکباره سایهای بر سرش میافتد...
پی نوشت :
توصیه میکنم این کتاب رو حتما مطالعه کنید
یه جوری با دلتون بازی میکنه که نمیتونید تصور کنید.
برچسبها: معرفی کتاب
* نزول آیه تبلیغ *
سال دهم هجرت بود که و پیامبر بعد از ادای مناسک حج در حجة الوداع روانه مدینه شده بودند. خیل عظیمی از مسلمانان پیامبر را در این سفر همراهی می کردند. روز پنج شنبه مصادف با 18 ماه ذی الحجه بود که در میانه های راه زمانی که پیامبر به نزدیکی برکه ای به نام غدیر خم رسید جبرئیل بر پیامبر نازل شد و آیه 67 سوره مائده را که به نام آیه تبلیغ معروف است از خداوند آورد که به این شرح است:
«ای رسول آنچه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده به گوش مردم برسان و اگر چنین نکنی رسالت او را ابلاغ نکرده ای و خداوند تو را از گزند مردمان حفظ خواهد کرد»
پیامبر از حرکت باز ایستاد و در آن بیابان گرم و خشک دستور داد تا کسانی که جلوتر رفته اند بازگردند و آن هایی که عقب تر بودند به آن ها ملحق شوند. سپس اصحاب، منبری را از جهاز شترهای کاروان برای پیامبر فراهم کردند. پیامبر بر بالای آن منبر رفت و فرمود:
«ای مردم به زودی من از میان شما رخت بر می بندم... چه کسی بر مومنین در ارزیابی مصلحت ها و شناخت و تصرف در امور سزاوارتر است؟»
همه پاسخ دادند: «خدا و پیامبر داناترند».
رسول گرامی ادامه داد: «آیا من به شما از خودتان اولی و سزاوارتر نیستم؟»
و همه اصحاب یک صدا جواب دادند: «چنین است».
* معرفی حضرت علی (ع) به عنوان جانشین *
پیامبر (ص) در ادامه سخنانش فرمود:
«من دو چیز گرانبها در میان شما می گذارم؛ یکی ثقل اکبر که کتاب خداست و دیگری ثقل اصغر که اهل بیت من هستند. مردم، بر آنان پیشی نگیرید و از آنان عقب نمانید».
آن گاه دست علی (ع) را در دست گرفت و آن قدر بالا برد که همگان او را در کنار رسول خدا دیدند و شناختند.
سپس فرمود: «خداوند، مولای من و من مولای مؤمنان هستم و بر آنها از خودشان سزاوارترم. ای مردم هر کس که من مولا و رهبر اویم این علی هم مولا و رهبر اوست» پیامبر این جمله را سه بار تکرار کرد و چنین ادامه داد: «پروردگارا، دوستان علی را دوست بدار و دشمنان او را خوار. خدایا علی را محور حق قرار ده» و سپس فرمود: «لازم است حاضران این خبر را به غایبان برسانند».
نزول آیه اِکمال
هنوز اجتماع به حال خود باقی بود که بار دیگر جبرئیل بر پیامبر وارد شد و از جانب خداوند آیه 3 سوره مائده که به نام آیه اکمال معروف است را بر پیامبر بازگو کرد:
«امروز دین تان را برایتان کامل نمودم و نعمت خود را بر شما به پایان رساندم و اسلام را به عنوان دین برایتان پسندیدم»
در این هنگام بزرگان صحابه به نزد امیرالمومنین آمدند و به ایشان تبریک گفتند. تاریخ نویسان تعداد افراد حاضر در واقعه غدیر خم را از 10 هزار نفر تا 120 هزار نفر ذکر کرده اند.
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
«روز غدیر خم، برترین عیدهای امت من است، و آن روزی است که خداوند بزرگ دستورداد برادرم، علی بن ابی طالب را به عنوان پرچمدار (و فرمانده) امتم منصوب کنم، تا بعد از من مردم به دست او هدایت شوند، و آن روزی است که خداوند در آن روز دین را تکمیل، و نعمت را بر امت من تمام کرد
و اسلام را دین آنان قرار داد.
« شیخ صدوق، امالی، ص 125»
🔸🔶🔸🔶 حضرت ابراهیم(ع) از جانب پروردگار، مأمور قربانی کردن فرزند دلبندش اسماعیل شد. هنگامی که ابراهیم فرمان الهی را به پسرش ابلاغ کرد، اسماعیل گفت: پدر جان! فرمان خدا را اجرا کن که مرا از صابران خواهی یافت. در صبحی، اسماعیل دست در دست پدر، در صحرای منی، به سوی قربانگاه پیش رفت و خوشحال بود از این که خداوند متعال، او را برگزیده است. آن گاه ابراهیم با دست هایی محکم و استوار خنجر در حنجره اسماعیلش نهاد تا سر از پیکر عزیزش جدا کند. تیغ بر گلوی فرزند می چرخید، ولی نمی برید. گویی معجزه ای رُخ داده بود. ناگهان قوچی برای قربانی شدن در پیش چشمان ابراهیم نمایان شد و ندا آمد: ابراهیم! تو از این آزمون سربلند بیرون آمدی؛ پس دوستی خدا گوارایت باد!
امروز نیز حاجیان، در موسم حج، به درگاه خداوند قربانی می کنند تا بگویند: خداوندا! ما نیز چون ابراهیم تسلیم توییم. پس در این روز زنجیرهای اسارت و تعلقات را می بریم تا بیش از پیش به تو نزدیک شویم.
🔹🔷🔹🔷 عید قربان یکی از اعیاد بزرگ اسلامی است که یادآور زیباترین نمونه تعبّد انسان در برابر خداوند متعال است. عید قربان، عید فداکاری، ایثار، قربانی، اخلاص و عشق است. فدا کردن فرزند دلبند خود، در راه خدا، امتحانی الهی برای حضرت ابراهیم علیه السلام بود که عید قربان یادآور آن است. اسلام نیز خواسته است که مسلمانان هر سال عید قربان را جشن گیرند تا این اصول و ارزش های الهی را همواره مدّنظر داشته باشند و همواره برای تبعیّت از دستورات خداوند و کسب رضایت الهی آماده هرگونه ایثار و فداکاری باشند.
🌺 #عید_سعید_قربان_مبارک 🌺
▪️ امروز سالروز شهادت پسرعموی امام حسین(ع)، مسلم بن عقیل(ع) است؛
◾️ مسلم به دلیل بی بصیرتی مردم کوفه به شهادت رسید؛ چرا که بسیاری از آنها(و حتی برخی از زُعما و علما آن زمان شیعه) فقط منتظر ورود امام حسین(ع) بودند و مسلم را به عنوان پیشوای خود در زمان غیاب امام قبول نداشتند.
◼️ بصیرت آن زمان این بود که تا امام نیامده مسلم ولی امر است...
اما بصیرت این زمان چیست؟❓
در غیاب #حضرت_امام_مهدی_عج
# رهبر_جامعه_اسلامی ولی امر است
و اطاعت از امام زمان یعنی اطاعت از رهبر جامعه اسلامی
# بصیرت


نام کتاب : امیر من
نام نویسنده : نرجس شکوریان فرد
معرفی :
شناختی مختصر ولی عمیق از امیر کربلا، امیری به نام حسین…
بریده کتاب (1) :
ابالفضل العباس بر بام خانه ی خدا ایستاد و خطبه خواند، روز هشتم ذیحجه.
سرها بالا را نگریستند و صدای رسای عباس را شنیدند:
-… این خانه به برکت قدوم جد حسین شد قبله…
حال شما ناسپاسی می کنید و راه خانه را بر امام می بندید…
همانا حکمت خداست و گرنه شما می دیدید که این خانه ی خداست که به سمت حسین مشتاقانه می شتابد… و حجرالاسود است که برای تبرک، به سمت دستان حسین پرواز می کند
اما بدانید تا من زنده ام کشتن حسین برای شما غیر ممکن است .پس اول من را بکشید گردن من را بزنید .عباس بن علی مردمی را عتاب میکرد که مقابل یزید سکوت کرده بوند و همراه حسین نمیشدند برای مقابله با ظلم و فساد!
حسین با خانه ی خدا وداع کرد...دعا خواند در صحرای عرفه!و در کربلا ایستاد مقابل لشگر عبیدالله! همه جا مسلمان بودند یا ساکت و ناظر یا آماده برای جنگ با اباعبدلله!در حالی که هیچ کس نه از حسین بدی دیده بود و نه از زبان ایشان ناروا شنیده بود
ایستادند مقابل حق! دلشان لذت دنیا را میخواست!دنیای رنگ شده!
حالا هم رهبر کشورمان را ...نیروی نظامی .سپاه و ارتش و بسیج فدایی حسین را.
در فضای مجازی کاری کرده اند با تبلیغات که مردم آن ها را نا حق میبینند اما
انگلیسی که صد سال پیش بیش از هشت میلیون ایرانی را کشت.خاک ایران را تکه تکه کرد...آمریکایی که ایران را تحریم میکند و باعث جنگ هشت ساله و ترورهای منافقین (هفده هزار مردم بیگناه را منافقین در چهل سال انقلاب شهید کرده اند)را راستگو و خوب میبینند!
دشمن بد را جای خوب مینشاند...تبلیغات میکند
و حسین تنها میشود بی یاور...
مواظب باش به خاطر دنیای خودت
با تحریک و تبلیغ دشمن مقابل کشورت قرار نگیری...
یزید و لشکرش برای همیشه مورد لعن خاص و عام قرار گرفتند!
بریده کتاب (2) :
علی بن ابی طالب شب ها که شهر در سکوت خواب مردمش فرو می رفت، کیسه ای بر دوش می گرفت و به فقرای کوفه رسیدگی می کرد…
خاندان پیامبر همه همین طور بودند؛ مشگل گشای خلق خدا!
در کربلا کار بر حسینی سخت شد که…
یک مومن… یک جوان مرد… یک اصیل زاده و بزرگوار نبود که گام از دام شیطان بیرون کشد و پا جای پای امام برای اجرای امر خدا بگذارد…
حتی لب های خشک یک نوزاد شیرخواره… یک رقیه ی سه ساله… هم دلِ بی امام را به رحم نمی آورد!
بریده کتاب (3) :
دل بی رحم باید باشد که بر صورت دختر سه ساله سیلی بزند!
دل باید سنگ باشد که برای کودک یمنی، فلسطینی، زنان بی پناه و نگاه های پر اشک نلرزد!
بریده کتاب (4) :
حسین را، حسین نشناسان نکشتند، دنیاپرستان کشتند…
جامعه ای که خودش را رها کند در میان خواسته های نفسانی و شهوات وجدانش خاموش و عقیده اش سست و رفتارش شبیه کفار می شود.
آن وقت در خون غلطاندن خوبان برایش می شود کار یک نیم روز! آن هم با لب عطشان…
این کشته فتاده به هامون حسین توست…
ای رسول خدا!
این صید دست و پا زده در خون حسین توست…
برچسبها: معرفی کتاب
◇ مردی که با خدا دوست بود ... ◇
٣١ خرداد، سالروز شهادت
دکتر مصطفی چمران
گرامی باد
« زندگی نامه شهید در ادامه مطلب ... »

ادامه مطلب
زین ماتمى که چشم ملائک ز خون، ترست
گویا عزاى صادق آل پیمبرست
یا رب چه روى داده، کزین سوگ جانگداز
خلقى پریش خاطر و دل ها پرآذرست
۲۵شوال، سالروز شهادت ششمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت،
حـضرت امـام جعفرصادق عـلیه السلام
تسلیت باد
مردمک چشم به شکل روزنهای است که نور از آن داخل چشم میگردد و این دریچه مقدار نور ورودی به چشم را تنظیم میکند یعنی هر وقت که محیط روشنتر و پرنورتر باشد مردمک چشم تنگتر میشود و برعکس، در نور کم گشادتر میشود تا نور کافی به داخل چشم نفوذ کند.

پی نوشت:
ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَامًا فَكَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا ثُمَّ أَنْشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ» مومنون-14
آنگاه نطفه را علقه و علقه را گوشت پاره و باز آن گوشت را استخوان ساختیم و سپس بر استخوانها گوشت پوشانیدیم (و پیکری کامل کردیم) پس از آن (به دمیدن روح پاک مجرد) خلقتی دیگرش انشا نمودیم؛ آفرین بر (قدرت کامل) خدای که بهترین آفرینندگان است.
امواج زندگی را بپذیر؛
حتی اگر گاهی
تو را به عمق دریا ببرند
آن ماهی آسوده که بر سطح دریا میبینی
مرده است ...
.: Weblog Themes By Pichak :.








