پیامبر اسلام (ص):
خدا همسری بهتر از خدیجه به من نداد. هنگامی که مردم تکذیبم میکردند، او مرا تصدیق کرد و هنگامی که مردم مرا تحریم کردند، با ثروتش کمکم کرد. و خدا از او فرزندانی به من داد در حالی که از دیگر زنانم به من فرزندی نداد.)
شیخ مفید، الافصاح، ۱۴۱۴ق، ص۲۱۷
دهم رمضان، سالروز وفات
حضرت خدیجة الکبری(سلام الله علیها)تسلیت باد

حکایت
لقمان حکیم
سپاسگزارى و حق شناسی
لقمان حكيم، آن پير روشن ضمير و باتجربه، مدتى برده شخص ديگرى بود كه هم چندين غلام داشت. ولى در ميان غلامان، لقمان را بسيار دوست داشت، تا آن جا كه هرگاه میخواست غذا بخورد، نخست آن را نزد لقمان برده، تا او ميل كند و بعد به عنوان تبرک جويى، نيم خورده لقمان را با ميل و اشتياق میخورد.
در يكى از روزها....
«ادامه داستان در ادامه مطلب...»
برچسبها: حکایت
ادامه مطلب
يَآ أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ
ای اهل ایمان! روزه بر شما مقرّر شده، همان گونه كه بر پیشینیان شما مقرّر شد، تا پرهیزكار شوید.
(بقره/۱۸۳)
حلول ماه مبارک رمضان ![]()
ماه مهمانی خدا ![]()
بر شما مبارک ![]()


نام کتاب: زنان عنکبوتی
نویسنده : نرجس شکوریان فرد
معرفی :
*فرا داستانی مناسب برای همه ی دختران ایرانی*
کتاب حاضر، بعضی از اتفاقاتی را که در فضای مجازی رخ می دهد و منجر به سوء استفاده ها می شود را به تصویر کشیده است.
بریده کتاب (1)
من فقط عکسای خودمو میذاشتم .عکسای مهمونیا و گردشایی که میرفتم .
یا گردش یا تفریح .عکسای خودمو دوست داشتم .البته برام مهم بود لایک و پیام هم داشته باشم.پیجم مثل بچه م شده بود .مثل خونه ی خودم .هم دوسش داشتم هم توش راحت بودم خیلی راحت.
همین که نا محدود بود و آزادی رو لمس میکردم.احساس قدرت میکردم.
بریده کتاب (2)
سینا همراه افسر عملیات رفت سمت مترو و شهاب سمت میدان آزادی! زن که در تور قرار گرفت… همراهش شد تا شلوغی مزخرف مترو. تمام زوایای این ایستگاه را حفظ بود و نقطه ی اصلی وصل میکروفون را در نظر داشت. نگاهی به نیرو انداخت و او سری تکان داد. زمان وصل میکروفون که رسید، نیرو مقابل زن قرار گرفت و کیف دستیش را رها کرد. تمام محتویات کیف پخش زمین شد. نیرو عصبی و با ناراحتی رو به زن گفت:
– خانوم … خانوم ! این چه وضعشه؟
زن کمی عقب کشید و هراسان از عکس العمل او خم شد تا وسایل را جمع کند. وسایل کیف بیشتر از آنی بود که راحت جمع شود و غرغرهای نیرو، زن را وادار کرد تا بنشیند و کیفی که رو دوشش بود را زمین بگذارد. سینا خودش را رساند. نشست و گفت:
– زن ها همیشه گیجند. ببین خانم با کیف این آقا چه کار کردی؟
نیرو با ابروهای در هم رفته از زن دفاع کرد:
– نه آقا خب این خانوم حتما کار داشتند که عجله کردند. الان هم با هم جمع می کنیم. شما زحمت نکشید. خانم شما هم خودتون رو ناراحت نکنید.
حین گفت وگوسینا میکروفون را نصب کرد؛ وسایل جمع شد و نیرو با زن همراه شد! زن از موقعیت پیش آمده راضی بود، سر صحبت را با نیرو باز کرد و چرایی عجله اش را گفت. فرصت پدید آمده بود. بعد از مترو هم با توجه به هم مسیر شدنشان نیرو را کشاند سمت محل کارش.


برچسبها: معرفی کتاب
نماهنگ
« وای اگر خامنه ای حکم جهادم دهد »
**************************************
* پیشنهاد دانلود *
#سپاه_پاسداران_انقلاب_اسلامی
به گزارش حوزه دفاعی امنیتی گروه سیاسی باشگاه خبرنگاران جوان، ماهواره نور به عنوان
نخستین ماهواره نظامی جمهوری اسلامی ایران صبح امروز چهارشنبه (۳ اردیبهشت ماه) از
ماهواره بر ۳ مرحلهای قاصد از کویر مرکزی ایران توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با موفقیت
پرتاب و در مدار ۴۲۵ کیلومتری زمین قرار گرفت.
این اقدام دستاوردی بزرگ و تحولی نوین در عرصه فضایی برای ایران اسلامی خواهد بود.
.: Weblog Themes By Pichak :.

